سلام ، به سایت قالیشویی وزیر خوش آمدید

بنیانگذار قالیشویی

بنیانگذار قالیشویی

فهرست محتوا

بنیانگذار قالیشویی

بنیانگذار قالیشویی زندگی نامه خود را به صورن مختصری ارائه کرده است

. حاج علی حسین زاده در پنجم تیر ماه سال 1314 خورشیدی در خانواده ای

معمولی همانند همه مردم زادگاهش در دهج چشم به جهان گشود .

نوجوانی بنیانگذار قالیشویی

نوجوانی حاج علی حسین زاده با کار و سختی گره خورده بود ، با گذشت

زمان پدر مسن شده بود و توانایی کار کردن را به تدریج از دست داده بود

علی در ذهنش دریافته بود باید برای پدر کاری انجام بدهد .اینگونه بودکه

وقتی حدود ده الی یازده سالش بود آستین ها را بالا زد و پاشنه ی گیوه ها

را کشید و هراسی از کار کردن به خود راه نداد و در پی انجام وظایفی رفت .

انجام وظایف جدید در خانواده

کشاورزی ، دامداری ، تهیه هیزم زمستان ، تهیه علوفه برای گاو و

گوسفندانی که رزق و روزی اهل خانواده به آنها وابسته بود ، از اموری بود

که بر عهده اش گذاشته شده بود . در بهار و تابستان ، برای تهیه علوفه و یا

جمع آوری گیاهان دارویی مورد نیاز ، مجبور بود به دشت و کوه های اطراف

دهج برود و بعد از جمع آوری آن را به ده حمل و در کاهدان انبار کند .تا در

هنگام لزوم مورد استفاده قرار گیرد .

جمع آوری هیزم برای زمستان

مردم ده در زمستان های سرد و سخت به جمع آوری هیزم و انبار کردن آن می پرداختند  این عمل یک نوع رقابت سختی را بین جوانان و نوجوانان به وجود می آورد به این معنا که وقتی جوانان برای جمع آوری هیزم به دشت یا کوه ها می رفتند حجم هیزم جمع آوری شده .یک نوع حس برتری و اقتدار به جوانان می بخشید

 رقابت در جمع آوری هیزم

علی نیز در این رقابت شرکت می کرد . در یکی از این رقابت ها علی مانند همه جوانان دیگر متحمل سختی زیادی شد در یک روز سرد پاییزی همراه جوانی دیگر بار و بنه ی خود را می بندند و هر یک بر چهارپای خود سوار می شوند و می روند و در جایی از مسیر برای جمع  آوری هیزم پیاده می شوند ،

پس از تمام شدن کار جمع آوری و بسته بندی هیزم مورد نیاز ، بار را در نقطه ای بالاتر و الاغ را در ارتفاع پایین تر نگه می دارند و آن را بر پشت حیوان می اندازد سعی کردند هیزم  زیادی. جمع کنند چرا که ، بیشتر مردم ده بیکار بودند کسی که قصد ورود یا خروج از ده را داشت راهی برای فرار از دید چشمان تیز بین اهالی کوچه و محل نداشت  و اهمیت رقابت بر سر جمع آوری هیزم باعث شده بود تا افراد از هر فرصتی برای نشان دادن برتری خود استفاده کنند .

حسادت در رقابت جمع آوری هیزم

علی و دوستش در ضمیر ناخود آگاه خود به این نکته و حضور مردم در مسیر ورودشان به ده واقف اند . رفیق همراه علی به کیفیت برتر هیزم ها و زحمت زیادی که علی متحمل گردید پی برده بود ، بنابراین برای اینکه خود را برتر نشان دهد چند باری در بین راه اشاره می کند هیزم هایی که او جمع کرده بهتر می سوزند و دود نخواهند کرد ولی هیزم های او چنین کیفیتی ندارند

جدایی علی در مسیر بازگشت به ده

وقتی به دوراهی دهنو می رسند علی را تهدید و مجبور می کند تا از مسیر معمول به دهج برورد و اگر بخواهد همراه و دنبال او برود بار و بنه اش را واژگون می کند و خودش مسیر کف رو دخانه را انتخاب می کند ، علی با اینکه از افتادن بار حیوان در طول مسیر و نبودن کسی که به بار کردن مجدد حیوان به او کمک کند واهمه داشت چاره ای جز اطاعت نداشت ، هرچه به ده نزدیکتر می شد دلواپسی اش کمتر می شد و احساس غرور می کرد و به خود و عمل خود افتخار می کرد

اندکی دیر تر از رفیق نیمه راهش به ده وارد می شود . رفیق نیمه راه نمی خواست مردم او و علی را در شرایط برابر رقابت ببینند در حالی که علی ده سال از او کوچکتر و جثه اش نحیف تر از او بود .

بیماری پدر بنیانگذار قالیشویی

اواخر بهار بود که برای چیدن گیاهان دارویی به صحرا رفته بود وقتی که به ده

برگشت بعد از جای دادن علوفه ها در انباری به سمت اتاق می رود تا

استراحت کند هنگام ورود متوجه می شود که  پدر در رختخواب خوابیده و از

درد به خود می پیچد و اطرافیان گرد او حلقه زده اند .

آنچه را می دید باور نمی کرد سخت آشفته شد و ناباورانه از اطرافیان پرسان

حال پدر شد که چه شده است برادر در پاسخ می گوید پدر از بالای بام پایین

افتاده است . احساس بد داشت و آینده ای مبهم را پیش روی خود حس کرد

. اشک در گوشه چشمانش حلقه زد و بر پیشانی پدر بوسه زد . از آن روز به

بعد درد و بی خوابی دو همدم ناخواسته پدر شدند درد کمر از یک و بی

خوابی از طرف دیگر امانش را بریده بود .

مراقبت از پدر در خانه برادر بزرگتر

هنوز پدر در بستر بیماری بود و از درد و بی خوابی ناشی از آن رها نشده بود

. مادر برای جراحی آب مروارید چشم به تهران رفته بود . برادران بزرگتر

بایستی برای پدر و مراقبت از آن تصمیم می گرفتند پدر را به خانه پسر بزرگ

چراغعلی بردند و در آنجا از او مراقبت می کردند علی از این تصمیم آزرده

خاطر شد و متصور شد پدر خانه را ترک کرده است . فردای آن روز خبر دار

شد که مادر از سفر در مانی اش به تهران در حال بازگشت است علی

به سرعت به قصد پیشواز از مادر به سمت میدان ده می رود ، از خوشحالی

در پوست خود نمی گنجید ، مادر با مهر و محبت و لطف مادرانه فرزند را در

آغوش می گیرد و بر گونه هایش بوسه می زند .

ترک دیار و هجرت به تهران

مادر می خواهد به خانه خود برود که علی با بغض می گوید :پدر خانواده را ترک کرده و به خانه چراغعلی (فرزندش) رفته و از او می خواهد که به خانه دایی بروند ، مادر ناباورانه می پذیرد. همراه با مادر و دایی علی عباس که به استقبال آمده بود به خانه دایی می روند و یک ماهی در منزل وی می مانند . ولی علی دیگر آن جوان سابق نبود ، افکارش در جایی دیگر پرواز می کرد و تمایلی به ماندن در دهج نداشت .

در یکی از همان روز ها با تشویش از مادر می پرسد در این مدت که تهرانبودی کجا سکونت داشتی ؟ مادر پاسخ میدهد : منزل پسر خاله ات رفته بودم و بلافاصله می پرسد : او امور روزمره خود را چگونه میگذراند و از چه راهی تامین معاش می کند ؟ مادر پاسخ داد از راه قالیشویی زندگی خود را اداره می کند . جرقه ای در ذهن پسر زده می شود : کاری است ساده و من از عهدهاش بر خواهم آمد ، پس به مادر گفت بهتر استبرای کار به قالیشویی  بروم شایدآنجا فرجی حاصل شود . بنابراین علی به همراه مادر به تهران می رود و درمنزل پسرخاله می مانند .

شروع کار بنیانگذار قالیشویی با فامیل

پسرخاله که کارش شستشوی قالی بود علی را پیش خود برد . تجار آن

زمان قالی های دست دوم را به قالیشویی می دادند زیرا خاک زیادی لا به

لای تار و پود آنها بود که هم فرش را سنگین می کرد و هم باعث می شد تا

رنگ و نقش آن جلوه ای خاکی به خود بگیرد و آن براقی و درخشندگی اولیه

خود را از دست بدهد .

هر روز صبح فرش ها را از خریداران تحویل می گرفتند و گرد گیری می کردند تقریبا یکسالی را به این شکل گذراند اما علی نمی دانست که سهمش از این بازار چقدر است . از پسرخاله پرسید و او گفت هر چه از ابتدا به دست آوریدم را با هم خوردیم و چیزی باقی نمانده علی به فکر فرو رفت ولی سکوت کرد .

یکی از همین روز ها نجات حبیب غلامحسین را دید که یکی از همشهریانش

بود و بعد از دیدار گل از رویشان شکفت و به گپ و گفت پرداختند بعد از

احوالپرسی غلامحسین از او پرسید به چه کاری مشغولی و علی هم ماجرا

را برای او شرح داد و از دستمزد کمش گله کرد نجات به او پیشنهاد کار داد با

هم به یک قالی فروشی رفتند تعدادی قالی گرفتند و به یک قالیشویی رفتند

فرش ها را شستند و بعد از اتمام کار نجات دو تومان به او دستمزد داد ، او

تصور دریافت چنین دستمزدی نمی کرد شب که به خانه پسرخاله رفت و

دستمزد خود را به او نشان داد پسرخاله بسیار عصبانی شد و به او گفت

حالا که پول را شناختی دیگر به درد کار من نمیخوری برو همانجایی که امروز

کار کردی .

ترک کار و آغاز کار با همشهری

فردای آن روز به محل کار نجات رفت از قضا مراد برادر نجات هم آنجا بود علی

می گوید می خواهد آنجا مشغول به کار شود و قرار شد علی با آنها در

اتاقی زندگی کند و از فردا کار راشروع کنند . علی کار سخت تکاندن و

شستن فرش را در یک قالیشویی  با دستمزد روزی پنجاه ریال شروع می

کند . هر روز یک گاری پر از فرش را با زحمت زیاد به مغازه می کشیدند و

فردا اول صبح آنها را می تکاندند و میشستند سپس فرشهای خشک شده

روز قبل را با گاری به بازار حمل می کردند در فصل زمستان به دلیل سردی

هوا زمان بیشتری برای خشک شدن مقابل آفتاب به زمین های اطراف ببرند

. در یکی از روزها دو گاری فرش را به زمین های اطراف بردند تا خشک شوند

ولی دیگر نایی برای بردن سومین گاری نداشتند و از دست فروشی خرما

خریدند و مشغول خوردن خرما در مغازه شدند و در همین حین مراد آمد و با

دیدن این صحنه چشم هایش را بست و دهانش را به دشنام بر سر آن دو

بی پناه باز کرد .

رفتار زننده مراد باعث تعجب آنها شده بود آنها توضیح دادند که به دلیل گرسنگی دست از کار کشیدند ولی گوش مراد به حرف آنها بدهکار نبود فقط خود و کارش را می دید زبان تهدید را بکار می بندد و به آن بینوایان می گوید که یک روز از دستمزدتان کم خواهم کرد .

همکاری با یکی دیگر از همشهریانش

بعد از این ماجرا علی آنجا را ترک کرده و نزد ناصر میرزا علی محمد یکی دیگر

از همشهریانش می رود و پیش او مشغول بکار می شود .

به نحوی که گاهی اوقات روزی بیست ساعت کار می کرد ساعت کاری

مشخصی نداشت و بی وقفه در سرما و گرما کار قالی تکانی و شستشوی

فرش و خشک کردن فرشها را در قالیشویی انجام می داد .

در سال 1332 بعد از حدود دو سال کار برای ناصر آقا در سن هیجده سالگی

تصمیم می گیرد کارگاه مستقل و کوچکی برای خودش دست و پا کند و برای

خودش کار کند و با کار در قالیشویی  شروع می کند با جدیت تصمیم خود را

پیگیری می کند و به کسبه بازار آن محل که او را می شناختند شروع بکار

کارگاهش را اعلام می کند  تا برای کارگاه کوچکش مشتری بیابد . اتاقی را

در منزل یکی از همشهریان خود با مبلغ دو هزار تومان رهن می کند

تا از آن برای سکونت و نگهداری فرش استفاده کند .

آشنایی با تاجران بازار فرش

بنیانگذار قالیشویی به تدریج با برخی از تاجران بازار فرش آشنا می شود ،

آنها نیز به او و کارش اطمینان پیدا می کنند همین باعث می شود تا مشتری

او شوند و فرش های خود را برای گرد گیری به او دهند . روز به روز بر تعداد

مشتری ها افزوده می شد و به تنهایی نمی توانست از عهده کارها برآید

بنابر این کارگری را استخدام می کند تا بتواند به موقع کار مشتریان را تحویل

دهد و برای حمل قالی ها یک گاری خریداری می کند تا سرعت کار خود

را بالا ببرد . حدود دو سال بعد تصمیم می گیرد تا کار خود را توسعه دهد ،

برای رسیدن به این هدف شستن فرش را به کار خود که قالیشویی  بود می

افزاید .بعد از اینکه کار خود را توسعه داد به برادرش حسین که آن زمان

چهارده سال داشت نامه نوشت تا به قالیشویی بیاید و پیش او مشغول به

کار شود وقتی حسین به کرج آمد او را در کار خود شریک می کند

. حدود دو سال با یکدیگر کار کردند تا زمانی که با مش دخیل آشنا شد او

ابزار بیشتری داشت و کارهایش سهل تر و راحت تر انجام می شد در سال

1336 با مش دخیل و برادر و کارگر مش دخیل کار را شروع کردند تعداد

مشتری های اونسبت به مش دخیل کمتر بود بنابر این همزمان با انجام

کارهای خود کارهای مش دخیل را نیز انجام می داد . حدود سه ماه بعد

اتاقی را که رهن کرده بود تخلیه می کند و با برادرش در یکی از اتاق های

خانه مش دخیل ساکن می شود .

فوت پدر

چند ماه بعد برادرش فیض الله به قالیشویی  می آید و فوت پدر را به علی و

حسین اعلام می کند پس از انجام مراسم خاکسپاری و گذشت چند وقت ،

باغ و املاک را تقسیم می کنند و وصیتی را که پدر نوشته بود را می خوانند .

از آنجایی که پدر نقش بزرگی در تربیت و نگهداری فرزندان یتیم برادر خود

داشت مایل بود تا یکی از فرزندان ذکورش با یکی از دختران برادر وصلت کند

اما هیچ یک زیر بار این خواسته پدر نرفته بودند . بنابر این وصیت کرده بود

علی با نوه دختر عمویش ( همان دختری که بعدا همسرش شد ) ازدواج

کند

خواستگاری از دختر عمو

چند روز بعد همراه برادر بعد از چهار سال دوری از زادگاهش ، به دهج می

روند . ابتدا املاک پدر را بین وراث تقسیم می کنند سپس فیض الله دختر

عمو را برای او خواستگاری می کند . حاج علی حسین اده به همراه همسر

برای سکونت در تهران به اتاقی که دو سال قبل اجاره کرده بود می روند آنها

هیج وسیله ای برای زندگی نداشتند پس باید وسایل ضروری را تهیه می

کردند . در سال 1333 مش دخیل که اوضاع پولی و مادی مناسبی پیدا کرده

بود به دهج باز می گردد و مسئولیت قالیشویی تهران و حساب و کتاب آن را

به حاج علی حسین زاده واگذار می کند و سه سال بعد کارگاه را به مش

دخیل واگذار کرد و منزل جدیدی  اجاره کرد و مجدد انبار برای فرش ها کرایه

می کند و یک کارگر استخدام می کند هر روز از سحر تا آخر شب کار می

کرد و برای جذب مشتری بیشتر به بازار فرش فروشان می رفت .

ساخت کارخانه قالیشویی

او که همیشه در کارهایش مصمم و جدی بود و تسلیم نشدن در برابر

ناملایمات کاری و زندگی در مرامش نبود تصمیم موثر دیگری در سرنوشت و

زندگی خود می گیرد . در تابستان سال 1344 زمینی را در کرج پشت محل

سکونت خود به وسعت 1500متر مربع خریداری می کند برای ساخت بنای

کارخانه با یکی از همکاران برای استخدام پیمانکار مشورت می کند . نقشه

و طرح ساختمان قالیشویی  را در ذهن داشت و به پیمانکار توضیح می دهد

. ساخت کارخانه 6 ماه طول می کشد و بعد از آن به شستن فرش مطابق با

میل تجار فرش ادامه می دهد و نام وطن را برای کارخانه قالیشویی که

ساخته بود انتخاب می کند .آنچه باعث موفقیت او در کارش می شد صداقت

، علاقه ، پشتکار و اصرار بر درست انجام دادن کار بود .

ایده ساخت دستگاه آبگیری و ماشین فرش شویی

به دلیل استفاده از نخ ، مواد اولیه و رنگ های جدید مورد استفاده در صنعت

قالی بافی ، رنگ ها در هنگام شستشو ثبات لازم را نداشتند . در قالی های

بافته شده با این مواد شستن باعث  رنگ دواندن ، مخلوط و ترکیب شدن

رنگ ها و بی کیفیت و زشت شدن قالی می شد آبگیری فرش در پایان

شستشو نیز تاثیر به سزایی در کیفیت شستشو داشت . عمل آبگیری در

مرحله اول با کشیدن بیل همراه با فشار توسط کارگر و سپس با لول کردن

فرش و گذاشتن روی ستون دیواری یا میله های داربست انجام می گرفت ،

عدم دقت و بی توجهی و کارگران در این مراحل نیز عامل دیگری در رنگ

دواندن فرش می شد .

معضل رنگ دوندان فرش

از وقتی این معضل به وجود آمد نگرانی ها در بازاریان و صنف قالیشویی به

وجود آورد و هر دو نگران از دست دادن موقعیت خود بودند . حاج علی حسین

زاده هم نگران بازار و کیفیت فرش بود و به دنبال راهی برای حل مشکل

آبگیری بود . این بود که به فکر ساخت دستگاهی شبیه به ماشین

لباسشویی ، با ابعادی بزرگتر و قابل استفاده برای قالی در ابعاد

متفاوت ، می افتد . چند صباحی این طرح را حلاجی می کند ، سرانجام در

سال 1353 با همین ایده به کارگاه تراشکاری می رود و از او می خواهد تا

ایده دستگاه آبگیر فرش را به واقعیت تبدیل کند و نهایتا دستگاهی طراحی

کرد که با چرخش زیاد و تحت تاثر نیروی گریز از مرکز نود درصد آب موجود در

فرش را می گرفت و باعث شد تا به کیفیت رنگ فرش آسیب وارد نشود و

معضل ترکیب رنگ حل شود و سریعتر نیز خشک شود .

ایده دستگاه شستشوی فرش

در سال 1354 در ذهن خلاق او ایده ساخت دستگاه شستشوی فرش شکل

گرفت و به فکر ساخت دستگاهی می افتد که خودش عملیات شستن را

انجام دهد . مجدد به کارگاه تراشکاری نزد مهندس دستگاه ساز می رود

ابتدا که ایده اش را مطرح می کند با مخالفت رو به رو می شود و نهایتا

دستگاه ساز تسیلم خواست او می شود و هر روز برای دیدن میزان

پیشرفت و نحوه ساخت دستگاه به کارگاه او می رود نهایتا دستگاه ساخته و

در کارخانه نصب شد که نتیجه رضایت بخشی داشت .

طراحی مجدد دستگاه آبگیری

چند سال از ساخت آبگیر می گذرد که در سال 1357 تصمیم به طراحی

دستگاه آبگیری کامل تر و با کیفیت بالاتری می گیرد . این دستگاه از قرار

گرفتن دو غلتک یکی در زیر و دیگری روی آن تشکیل شده است . غلتک ها

توسط دینام به آرامی به حرکت در می آیند . فرش خیس بین غلتک ها قرار

می گیرد و با کشیده شدن فرش به طرف دیگر و عبور از بین غلتک ها تحت

تاثیر نیروی فشار دو غلتک آب آن گرفته می شود و در پایان کار فرش فقط نم

داشت طراحی روکش غلتک به گونه ای بود که آسیبی به فرش وارد نشود

افزایش حجم کار قالیشویی

حجم کار قالیشویی به شدت رو به افزایش بود و دستگاه های موجود در

کارگاه به اندازه کافی نبود تا با سرعت و به موقع بتوان از عهده شستن و

تحویل فرش بر آمد و این باعث تاخیر در شستن و تحویل فرش می شد .

بنیانگذار به دنبال راهی بود تا با ساخت دستگاه آبگیری جدید سرعت و

کیفیت کار را افزایش دهد .با کمک یکی از همسایه های بازنشسته خود که

فنی بود پنج دستگاه دیگر از نوع آبگیر غلتکی می سازد .

دستگاه های فوق استهلاک کمی دارند و در مدت چهل سال از ساخت و

نصب در کارگاه هر از گاهی سرویس معمولی و رایج تسمه ها انجام گرفته

است . طراحی و ساخت ابزار لازم برای قالیشویی  کار سخت و پیچیده ای

بود زیرا نمونه و مدلی در عالم خارج از ذهن و در بازار صنعت ایران وجود

نداشت . ایده ها در ذهن های مستعد و خلاق شکل سپس به عمل در می

آیند . به عمل در آوردن یک ایده نیاز به سرمایه گذاری ، صرف وقت و حمایت

دارد . موفقیت او در ساخت وسایل جدید شستشوی فرش دهان به دهان در

بین تجار بازار فرش نقل می شد و تحسین هر شنونده ای را در پی داشت

دعوت تجار به همکاری

خلاقیت و روش های ابداعی او در صنف قالیشویی او را تبدیل به فردی نامی

دربین این صنف و بازار فرش ایران کرد و همین باعث شد تا تجار زیادی تمایل

داشته باشند با او رابطه کاری و تجاری داشته باشند . آقای عبدالکریم

کاشانیان از تاجران بازار فرش وقتی از روش های جدید او با خبر می شود از

او می خواهد تا با یکدیگر ملاقات داشته باشند تاجر از هوش و استعداد او

تمجید فراوان کرد و سپس از او خواست تا ایده ی او را عملی کند . او

می خواست تا فرش های نو شکل سنتی و یا کهنه تر به خود بگیرند و رنگ

فرش ها جلوه کمتر و تیره تری داشته باشند . بی درنگ می پذیرد و حتی از

پرداخت خسارت و جبران هزینه ها در صورت سوختن و خراب شدن فرش ها

سخن می گوید . تاجر ، با عنوان اینکه در صورت موفقیت طرح هزینه ها و

خسارت های احتمالی بازار جبران خواهد شد ، پیشنهاد او در مورد پرداخت

خسارت را رد می کند .

کهنه کردن فرش در قالیشویی

کهنه کردن فرش با مواد شیمیایی را در کارگاه شروع می کند . معمولا

کارهایی که برایاولین بار انجام می شود به دلیل نداشتن تجربه و نشناختن

شرایط چندان با موفقیت همراه نیست . عملی شدن طرح کهنه کردن فرش

در صنعت قالیشویی  برای اولین بار تجربه می شد و همین باعث شد تا در

گام اول با موفقیت همراه نباشد . در مراحل بعد به تدریج موفقیت ها بیشتر

شد و تجربه کهنه کردن فرش های نو عملا یکی از کارهای اصلی قالیشویی

شد . برای چندسال با تاجر مزبور با همین روش شستشو کارکرد و وی نیز

فرش های زیادی به بازار اروپا صادر کرد .

موفقیت در کهنه کردن فرش و جذب مشتری

موفقیت روش ابتکاری کهنه کردن فرش برای تجار بازار فرش جذاب بود و

باعث شد تا تعداد زیادی از آنها از او بخواهند تا همین روش شور (شستشو)

را در شستن فرش های آن بکار ببرد . یکی از بازرگانان ایرانی مقیم سوئیس

به نام ناصر زرنگین برای امر خرید فرش ایرانی به ایران سفر می کند ، هنگام

خرید در بازار فرش چند تخته فرش کهنه شده به روش ابتکاری حاج علی

حسین زاده نظر او را جلب می کند و با دقت به بررسی فرش ها می پردازد

و از جلوه ی کهنه فرش ها لذت می برد و به وجد می آید . بعد از مشاهده

فرش ها با تعجب و ابراز شگفتی از تاجری به نام ناصر اعتصامی که با او

تجارت و همکاری داشت ، درباره فرش های مذکور ، روش شستشو و

شوینده توضیح می خواهد . آقای اعتصامی توضیحات مفصل و

کاملی درباره بنیانگذار قالیشویی  و روش منحصر به فرد او در شستشو و

کهنه کردن فرش به ایشان می دهد .

همکاری با تجار خارج از کشور

آقای زرنگین بعد از پی بردن به هویت بنیانگذار قالیشویی و ماهیت کار او

به تحسین او و کار وی می پردازد و از همکار خود ( آقای اعتصامی ) می

خواهد تا از آن زمان به بعد فرش های خریداری شده ی او جهت صادرات را

برای شستشو ، کهنه کردن به آقای حسین زاده بدهند

وقتی آقای زرنگین جلوه ی فرش کهنه شده را می پسندد تصمیم می گیرد

یک پارت فرش روسی را برای کهنه کردن از سوئیس به ایران بفرستند تا

آقای حسین زاده به همان روش خودش آن ها را کهنه کند و درباره این

تصمیم خود با وی صحبت کند و از او خواهش کند تا این کار را انجام دهد . با

موافقت بنیانگذار قالیشویی پارت فرش روسی به ایران ارسال ، کهنه

شده و سپس به آقای زرنگین در سوئیس برگردانده می شود . این سر

آغازی برای حضور او در بازار فرش سوئیس و اروپا می شود .

شرکت در نمایشگاه فرش اروپا و ایران

در سال 1353نمایشگاه فرش و شستشوی فرش اروپا و ایران و سوئیس

برگزار می شود . بازرگانان و شرکت های زیادی در این نمایشگاه شرکت می

کنند . شرکت های مشهوری از آلمان ، سوئیس و ایتالیا جزو شرکت کنندگان

در این نمایشگاه بودند . آقای ناصر اعتصامی نیز شرکت می کند قیمت

کالاهای او به دلیل کیفیت بالای فرش و شستن بهتر بالاتر از دیگران

بود ، همین باعث می شود تا تاجر طرف قرار داد او به بالا بودن قیمت ها

اعتراض کند و بعد از توضیح دلایل بالا بودن قیمت ها توسط آقای اعتصامی

خواهان تشکیل کارگروه کارشناسی برای تشخیص صحت حرف های وی

می شود در این نمایشگاه انواع فرش ها ، قالی و قالیچه به نمایش گذاشته

شده بود . کارشناس فرش نمایشگاه با توجه به معیار های اعلام شده به

بررسی فرش های موجود در نمایشگاه برای تشخیص بهترین ها می پردازند

. در پایان نمایشگاه یک شرکت سوئیسی و یک شرکت از انگلیس و فرش

اعتصامی ( قالیشویی وطن متعلق به بنیانگذار قالیشویی ) و یک شرکت از

آلمان به ترتیب موفق به کسب مقام اول تاچهارم می شوند . آقای اعتصامی

وقتی به ایران بر می گردد آقای حسین زاده را به دفتر خود دعوت می کند و

با خوشحالی و شور و شعف خاصی از زحمات و تلاش های او قدر دانی

بعمل می آورد و کسب مقام سومی در نمایشگاه را به او تبریک می گوید و

از معرفی شدن برترین قالیشویی  توسط او به بازرگانان سوئیس خبر می

دهد . کسب این رتبه باعث مسرت و خوشحالی او شد ، البته این باعث

نشده تا به همین مقام و رتبه قانع شود و دست از کار و تلاش بیشتر بردارد

بلکه مشوقی شد تا بیشتر و بهتر از گذشته و با عشق و علاق به کار خود

توجه کند گام هایش را استوار تر بردارد . او به فکر کسب رتبه ی بالاتر و

ارجح تر می افتد و هدف والاتری را مد نظر قرار می دهد و در پی اثبات

توانایی ها و شکوفایی استعداد خودش بر می آید .

اولین سفر کاری به سوئیس

بعد از کسب مقام سوم در نمایشگاه فرش سوئیس به دنبال کسب مقام

بالاتر و ارجح تر می افتد . لذا در سال 1355با همین هدف تصمیم میگیرد به

سوئیس مسافرت کند و به کسب دانش و تجربه ی بیشتر در زمینه

شستشوی فرش بپردازد و یکی از دوستان را نیز برای درمان به همراه خود

می برد .

بازدید کارخانه قالیشویی در سوئیس

در سوئیس از آقای زرنگین می خواهد او را به طریقی به داخل کارخانه

قالیشویی یک شرکت مشهور سوئیسی ببرد .

او می داند اگر مدیران کارخانه مذکور متوجه شوند که او در ایران و قالیشویی

فعالیت دارد ، به دلیل سیاست های رقابتی و انحصاری موجود در بازار ، از

ورود او جلوگیری می کنند ، بنابر این آقای زرنگین خواهش می کند تا هویت

و شغل او را افشا نکند . در بازدید از کارخانه مذکور حس کنجکاوی او بر

انگیخته می شود تا دلیل پایین بودن کیفیت شستشو کارخانه خود ، با وجود

تحمل زحمت و مشقت فراوان در هنگام شستشو ، نسبت کارخانه مذکور

رابیابد . با دقت فراوان تمام مراحل شستشو جزئیات را زیر نظر می گیرد و

هیچ مرحله و عملی را نادیده نمی گیرد تا اینکه پی می برد دلیل اصلی

پایین بودن کیفیت شستشو ، روش استفاده از مواد شیمیایی است .

در یک فرصت مناسب ، زمانی که همه از او غافل بودند انگشت سبابه خود

را در مخزن مواد شیمایی فرو می برد و با نوک زبان آن را آزمایش می کند .در

کمال تعجب متوجه می شود مواد مورد استفاده همان است که خود در ایران

استفاده می کند .

اجرای فرمول جدید شستشو قالیشویی

در مراجعت به ایران با آزمایش مواد شیمیایی و تجربه های جدید از این مواد

کار خود را بهبود می بخشد و کیفیت شستشو را افزایش می دهد .

افزایش و بهبود کیفیت شستشو باعث شد تا سه مشتری جدید اروپایی از

کشور های آلمان ، ایتالیا و لندن بر لیست تاجران و مشتریان خریدار فرش او

افزوده شود . بازرگانان مذکور و دیگر مشتریان حاج علی حسین زاده عمده

فروش بودند . در سال 1355 اولین کار او با شیوه جدید برای آقای کلاتی و

ارسال محموله فرش به لندن بود . شستشو از کیفیت بسیار بالایی برخوردار

بود و موجب شگفتی آقای کلاتی شد ، بنابراین با او تماس می گیرد و با

تعجب می پرسد : فرش ها را برای شستشو به سوئیس داده اید ؟

با وجود انکار بنیانگذار قالیشویی او همچنان بر حرف خود اصرار می کند .

آقای حسین زاده توضیح می دهد که این روش را تازه کشف کرده است .

وقتی آقای کلاتی قانع می شود از او می خواهد تا فرش های مورد نیاز او با

همین سبک شسته شود . کیفیت بکار رفته در شستن و کهنه نمودن فرش

باعث شد تا بیشتر بازرگانان خارجی خواهان خرید فرش هایی باشند که

توسط وی شسته شده است . چون متقاضی زیاد بود و از عهده پاسخگویی

به نیاز تمام متقاضیان بر نمی آمد و خود نیز صادر کننده فرش بود و در وهله

اول به تامین خواست مشتریان و بازرگانان طرف حساب خود می پرداخت و

سپس خواست تجار صادر کننده فرش را برآورده می کرد .

ایجاد دفتر بارگانی فرش در سوئیس

بنیانگذار قالیشویی مدت پنج سال به صورت حق العمل کاری برای تجار داخلی و خارجی کار کرد . چندسال بعد به دلیل تصمیم های غلط و کارشناسی نشده متصدیان و مسئولان صنعت فرش شرایط اقتصادی فرش ایران در بازار دنیا دچار بحران و صادرات فرش با رکود مواجه شد و خریداران و بازرگانان خارجی با رقبای جهانی فرش ایران مانند چین ، هند ، بلغارستان و چند کشور دیگر وارد تجارت شدند .

دلیل عدم تمایل بازرگانان خارجی به فرش ایرانی به سخت شدن شرایط خرید و قوانین گمرکی و سیاست های ارزی نامعلوم و گیج کننده تجارت بود ، همین باعث شد تا بازرگانان خارجی که با آنها کار می کرد همکاری خود را با او قطع کنند . از طرف دیگر چون کار قالیشویی نیازمند نظارت و هدایت مستقیم خود او داشت نمی توانست کارخانه و کار خود را رها و به بازاریابی  و صادرات صرف بپردازد ، بنابر این به فکر تاسیس یک دفتر بازرگانی فرش در سوئیس می افتد تا هم مستقیم به صدور فرش بپردازد و هم در ایران بر کارخانه و شرایط آن نظارت داشته باشد .

سپردن دفتر بازرگانی سوئیس به داماد

در آن زمان دو دختر خود را برای تحصیل به سوئیس فرستاده بود . دختر دومش پس از چندسال در سوئیس ازدواج می کند . دامادش بیکار و جویای کار بود و تصور می کرد اکنون بهترین فرصت و موقعیت برای عملی کردن فکر خود یعنی تاسیس دفتر بازرگانی در سوئیس هست ، با همین تصور دفتر بازرگانی خود را در سوئیس ایجاد و مدیریت آن را به عهده داماد و دختر خود می گذارد ، بدین گونه در زمره صادر کنندگان فرش قرار می گیرد .

از بین رفتن مایملک بنیانگذار قالیشویی در سوئیس

تقریبا یکسال همه چیز طبق روال عادی پیش رفت و به نظر می رسید نبض بازار را در اختیار گرفته بود . در یکی از روزهای سال 1364 بنیانگذار قالیشویی فکر می کرد کنترل همه چیز در اختیارش است و همه چیز بر وفق مراد است با دفتر بازرگانی خود در سوئیس تماس می گیرد ، با تعجب وناباوری پی می برد کسی پاسخ تماس های چند باره او را نمی دهد ، نگران می شود و ناچار با دختر دیگرش که در سوئیس تحصیل می کرد تماس می گیرد و از او می خواهد تا به محل دفتر برود و وضعیت آن ها را به او خبر دهد .

دخترش با او تماس گرفت و گفت دامادش تمام سرمایه و فرشهای موجود در انبار سوئی را به یغما برده بود و هر دو زن و شوهر ناپدید شده بودند ، گویا هرگز نبوده اند . بر حسب اتفاق باید در همان ایام در نمایشگاه فرش آلمان شرکت می کرد و با همین هدف کامیونی مشتمل بر پنجاه و شش عدل فرش را به سوئیس فرستاده بود و با پیگیری فاطمه دختر بزرگش مشخص می شود که به دلیل تعطیلات ژانویه امکان جا به جایی فرش ها نبوده

، لذا این محموله از غارت مصون می ماند . زمان زیادی تا برگزاری نمایشگاه نمانده بود و باید فرش های لازم را در موعد مقرر به نمایشگاه برساند .

فرصت را از دست نمی دهد و با راهنمایی یکی از دوستان خود همان روز به دیدار رئیس گمرک می رود و مشکل ایجاد شده را توضیح می دهد و با کمک او محموله فرش مورد نیاز نمایشگاه به آلمان ارسال می شود و در روز اول نمایشگاه آماده عرضه می شود .

نا امید نشدن در کار

به دلیل چپاول سرمایه و ثروتش و نداشتن نیروی کار ادامه فعالیت در

سوئیس و بازار اروپا را مقدور نمی دید ، در عین حال نمی خواست به

سادگی این بازار را از دست بدهد . به دنبال راهکاری است تا آن بازار را حفظ

کند ، بنابراین در همان نمایشگاه آلمان به یکی از دوستان ایرانی خود

پیشنهاد مشارکت در کار و ایجاد دفتر در سوئیس را می دهد .دوستش از

نداشتن سرمایه و تجربه ابراز نگرانی می کند .

بنیانگذار قالیشویی موقعیت آنها را درک می کند و چون خود تجربه و اعتبار لازم در بازار و بین تجار را داشت دوست خود پسر دایی او را متقاعد به همکاری می کند و شرکتی و تاسیس می کنند .

امضاء قرارداد همکاری

قرارداد بر مبنای چهل در صد سهم او شصت در صد سعم آن دو نفر بسته

می شود و کار خود را بدون سرمایه شروع می کنند . بعد از مدت یکسال

مشارکت ، دو شریک دیگر عدم تمایل به تداوم مشارکت و کار با او را اعلام

می کنند ، چون تصور می کردند بازار و راه و روش آن را شناخته و دیگر نیازی

به کمک او ندارد راه خود را مستقل و بدون حضور او فعالیت در بازار را آغاز

می کنند .

بنیانگذار قالیشویی نا امید نشده و کار خود را تعطیل نمی کند و در سال

1365 شراکت با فرد دیگری به نام پرویز کاشانیان را آغاز و شرکت دیگری را

تاسیس و تا هشت سال این شراکت دوام می یابد .

یک سال بعد از شراکت با این فرد پسران ارشدش وارد فعالیت تجاری می شوند و محمد پسر دوم بنیانگذار قالیشویی بعد از اتمام خدمت سر بازی برای کمک به تجارت پدر به سوئیس فرستاده می شود و رضا پسر سوم در شرکت پدر مشغول می شود .

آقای کاشانیان شریک او هشت سال به شراکت و همکاری با بنیانگذار قالیشویی ادامه می دهد و در سال 1373 بعد از این مدت به آمریکا مهاجرت می کند و از آن تاریخ تا کنون آقای حسن زاده و سه پسرش محمد ، امیر و رضا کار خود را مدیریت می کنند .

 شاگردان بنیانگذار قالیشویی

یکی از شاگردان بنیانگذار قالیشویی یکی از همشریانش آقای محمد

اسدی دهج بوده که در قالشویی  فعالیت دارد و تمام فرمول ها و روشهای

رنگبرداری فرش دستبافت و رفو و متد جدید شستشو را که از بنیانگذار

قالیشویی آموخته و به شاگرد خود بهروز عباسی که مدیریت قالیشویی

وزیر را به عهده دارد انتقال داده از این رو می توان بهترین قالیشویی در

کرج را قالیشویی وزیر نامید چرا که تمام این تجارب را در کار خود استفاده

می کند باشد که نام و هنر و زحمات بنیانگذار قالیشویی ماندگار بماند .

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.